AHGhaznavi

وبلاگ امیرحسین غزنوی

وبلاگ امیرحسین غزنوی

AHGhaznavi

به نام خدا!

سلام.

من امیرحسین غزنویم و اینم وبلاگمه! وبلاگم کلا آزده و موضوعاتش ممکنه با هم تفاوت زیادی داشته باشن. المپیاد کامپیوتری هم هستم! میتونید توی بخش پیشنهادات و انتقادات نظراتتون رو به صورت عمومی و خصوصی بیان کنید.

راستی! مصطفی مداحی، دوست خوبمم توی وبلاگ متن میزاره! از دست ندینشون!

ممنون.


!!! در صورت هرگونه خرابی لطفا گزارش دهید !!!

آخرین نظرات

آن چیست که زندگی بدون آن هیچ است؟

به نام خدا


سلام!


ایده ی این متنو همین چند وقت پیش دریافت کردم. ولی امروز بعد از زنگ آخر مدرسه، یه مهر محکم خورد وسط این ایده و من خواستم از تجربیاتم درباره ی چیزی بگم که شاید گفتن این چیزا به نظر یکم خطرناک بیاد، ولی چون فکر میکنم کار درستیه، کار درستو انجام میدم.



یه سوال دارم که میدونم همتون براش یه جواب نادرست دارین که همون اولم میاد توی مغزتون و میخواین پاسخ بدینش. میدونم دیگه همه دارن الان درس میخونن و این سوالو ازتون دارم که : تا حالا فکر کردین چرا درس میخونین؟ هر کی برای خودش یه نظر داره : یکی میخونه بره دانشگاه، یکی میخونه بره المپیاد طلا بگیره، یک میخونه کار پیدا کنه و ....


و حالا به تمام این پاسخ ها من یه سوال دارم! تهش که چی؟ یعنی خب تو میخونی که بری دانشگاه و میری دانشگاه که بری سرکار و میری سر کار که ازدواج کنی و ازدواج میکنی که یه 30 سال زندگی کنی و زندگی میکنی که بمیری! از هر مسیری که برین تهش به کلمه ی مرگ میرسید. و منم که ریاضی خوندم میدوم که اگر از x به y برسیم و از y به z برسیم میتونیم بگیم که ما از x به z رسیدیم! حالا اگه z=مرگ باشه، خوب چه فرقی میکنه که x چی باشه؟  پس یعنی اینکه تو هر ... ای که کنی تهش میمیری!


به نظرم آدما باید کاری رو انجام بده که درسته ولی بدی دنیای امروز ما اینه که کار درست هنوز درست مشخص نیست و اینه که ما نمیتونیم درست بفهمیم که چی درست تره؟


این تازه مقدمه بود و میخوام شروع کنم به گفتن چیزای خطرناک!


1.وجود خدا: میدونم میدونید که بعضیا به خدا اعتقاد ندارن و نمیدونم میدونید یا نه، من این آدما رو درک نمیکنم! یعنی به نظر من بدون وجود خدا نمیشه برای زندگی هدف تایین کرد! دلیلشو همین دو بند پیش گفتم (که البته میشه حدود 3 خط قبل!) که هر کاری انجام بدی تهش میمیری! پس چرا زندگی میکنی؟ حالا بیاین فرض کنیم خدا وجود داره و اون سوالو یه بار دیگه بپرسیم:


چرا درس میخونی؟ بخاطر رضایت خدا


اگه خدا راضی باشه چی میشه؟ میرم بهشت!


تهش که چی؟          INVALID QUESTION!?!?!?!?


خب میخواستم بپرسم میشه برای سوال آخر جواب تایین کرد؟ هر کسی که به اون دنیا و بهشت اعتقاد داره به اینم اعتقاد داره که بهشت جاویدانه و سوال تهش که چی فقط برای جاهایی تعریف شده که زمان معنی میده و چون در سطح بهشت زمان معنی نداره ، پس یه جوریای سوال تهش که چی یه سوال تعریف نشدس!


پس یعنی اینکه یه جورایی خدا برای آدم هدف تایین میکنه و میگه چی درسته و چی غلطه و اینکه اگه هدف آدم رضای خدا باشه، اون موقع دیگه زندگیش بی دلیل نیست! من نمیخوام عقاید خودمو به شما تحمیل کنم. من به نظرم این چیزایی که گفتم درسته و فقط میخوام کاریو کنم که درسته!


2. خدا چجوری راضی میشه؟: بعد از اینکه شما فکر کردین خدایی هست، اون موقع باید یه جوری برای رضایتش قدم برداری. به نظرم کار درست اینه که آدم تحقیق کنه و به یه نتیجه ای برسه که به نظرش درسته. یعنی اگه مثلا آقای x به این نتیجه رسید که اگه همین الان بره خونه ی همسایه و یکی بزنه توی گوش پیرمرد طبقه بالا، اون وقت خدا راضیه ، برش واجبه که همین کارو انجام بده! منظورم اینه که آدم باید تا جایی که میتونه تحقیق کنه و تهش اگه به یه نتیجه رسید که به نظرش کاملا درسته (در حالی شاید اکثر مردم بگم غلطه) اون موقع باید انجامش بده! 


البته خب بعضیا هستن که نمیخوان یه چیزیو قبول کنن. توانایی پذیرش همه چیزو داشته باشین و سعی نکنید به دلایل احساسی از بعضی چیزا چشم پوشی کنید! مثلا یه نفر X رو قبول نداره! (منظور از X یک اعتقاد است! ) چون کسی تا حالا قانعش نکرده که X درسته.


ابتدا بیایم از اینجا شروع کنیم: فرض کنین یه نظریه ریاضی دارین. دو حالت برای این نظریه به وجود میاد : یا درسته (که باید اثباتش کنی) و یا نادرسته (که بازم باید اثباتش کنی). پس در صورتی که ادعاتو نتونی اثبات کنی نمیتونی به هیچکدوم (درستی یا نادرستی نظریه) اعتقاد پیدا کنی. حالا اگه اثباتش کردی، که وضعیتت واضحه ، یعنی باید به همون چیزی که اثبات کردی اعتقاد پیدا کنی. ولی در غیر اینصورت توی یه شرایط خاص باید به یکدومشون عمل کنی. البته تو باید همواره تلاشتو برای رسیدن به نتیجه کنی ولی در حین تلاش وظیفه ی ما چیه؟


حالا کسی که هنوز براش اثبات نشده X درسته، میتونه بگه X غلطه؟خیر! اگر در حین تحقیق بودین و یه چیزی را نفهمیدین درسته، به این نتیجه نرسین که غلطه!


حالا که فرد بین دو گزینه مونده و نمیدونه کدوم درسته، و میدونه که باید به یکشون عمل کنه باید چیکار کنه؟ خب اکثریت آدم ها همونی رو انتخاب میکنن که کار راحت تریه :) دمشونم گرم! (در این مورد واقعا نظری ندارم)


خب یکم زیاد گفتم، میدونم! و یکم زیادی پیش رفتم، میدونم! و شاید از نظر شما چرت و پرت گفته باشم، اینم میدونم! ولی اینم میدونم که کاری که کردم از نظر من درسته و من کار درستو انجام میدم!


ببخشید زیاد گفتم!

  • ۹۷/۰۹/۲۰
  • امیرحسین غزنوی

نظرات  (۲)

یکم تحلیلهای اخرش ریخت بهم
ولی حس کردم لپ مطلبت همون بند 1 بود
منم باهاش موافقم و بهش اعتقاد دارم

وقتی کارهایی که میکنیم برای رضای خدا باشه
و البته اتفاقی برامون میافته راضی باشیم به رضای خدا ( یعنی معتقد باشیم هر اتفاقی که میافته از طرف خداست و برامون خوبه ) ( توضیح تکمیلی : منظورم اتفاقاتیه که توش دخل و تصرف نداریم . از اون اتفاقاتی که تهش میگیم چرا اینطوری شد ؟ چرا این اتفاق افتاد؟ نباید اینطوری میشد؟) اون موقع است که داریم کار درست رو انجام میدیم.

البته برای اینکه انتخاب کنیم کار درست چیه و بتونیم تشخیصش بدیم راهی بس دشوار داریم
کار خیلی سختیه

مثلا همین گروه داعش از اعماق قلبشون معتقدم اگه این کارهارو میکنن و کسی رو میکشن و یا انتهاری انجام میدن دارن کار درست رو انجام میدن و میرن بهشت.
میدونی که توی عراق مواردی که انتهاری پیدا میکردن خیلیاشون تو جیباشون قاشق داشتن
ارزشون پرسیدن چرا گفتن ما اینهارو میبریم تا توی بهشت بتونیم از غذاهای بهشتی بخوریم ( اینی که میگم واقعیت داره ها )

خلاصه فهمیدن اینکه چه کاری درسته و چه کاری درست نیست کار خیلی سختیه
پاسخ:
نظر منم همینه وقتی آدم برای زندگیش هدف داره که کاراش برای رضای خداست. در  غیر اون صورت فقط داره زندگی میکنه که تهش بمیره! البته اینم باید در نظر بگیریم که آدم باید توی این دنیا هم خوشبخت باشه، ولی تجربه ای که من دارم اینه که خوشبختی اون دنیا و این دنیا هیچ فرقی با هم ندارن! (یعنی مسیر رسیدن بهشون یکیه)

انتخاب راه درست هم کار سختیه دیگه :( ولی خدا خیلی خوب میتونه به آدم کمک کنه!

درباره ی داعشم آره خوب بعضیا تصمیمای غلط میگیرن (البته اگه اثباتش کردی این کار غلطه!). ولی اگه کسی تلاش کرد که به هدفش برسه، اون موقع دیگه جایی برای حسرت خوردن نیست. درکل ما مامور به وظیفه ایم نه مامور به نتیجه.
با ارزوی موفقیت برای شما دوست گرامی
پاسخ:
خیلی ممنون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی